السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

291

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

كه چون وارد « حائر حسينى » شدى ، اين جملات را بخوان : خدايا ! بر كسانى لعنت كن كه پيامبران تو را تكذيب كردند و كعبه را منهدم و كتاب تو را تحريف نمودند . 8 - حجال از قطبة بن ميمون و او هم از عبد الاعلى چنين آورده است كه امام صادق فرمود : طرفداران عربيت ، كتاب خدا را تغيير مىدهند . پاسخ : اين بود نمونه‌هايى چند از گروه اول روايات تحريف كه كلمهء « تحريف » صريحا در آن‌ها به كار رفته است ، ولى تحريف در اين روايت‌ها به معناى تحريف و تغيير الفاظ قرآن و اسقاط بعضى از آيات و جملات آن نيست بلكه منظور از آن معناى ديگرى است كه با تحريف مورد بحث ما ، هيچ‌گونه ارتباطى ندارد زيرا تحريف در روايت آخر به معناى تغييراتى است كه در اثر اختلاف قاريان در چگونگى قرائت به وجود آمده است و اين عمل خود يك نوع تحريف است زيرا قرائت‌هاى هفت‌گانه كه در قرآن تغيير و تبديلى به وجود آورده ، متواتر نمىباشند و قرآن بودن آن‌ها مسلم نيست و به فرض متواتر و قطعى بودن آن‌ها و قرائت‌هاى ديگرى نيز به قرآن راه يافته است كه مسلما متواتر نبوده و بر پايهء اجتهادها و نظريات شخصى استوار مىباشند و منظور از تحريف در روايت آخر ، همين معنى است و با هدف طرفداران تحريف كوچك‌ترين ارتباطى ندارد . و اما كلمهء « تحريف » در بقيه روايت‌هاى هشت‌گانه به معناى ( 1 ) - تغيير دادن مفهوم قرآن و تصرف در تفسير آن مىباشد نه به معناى اسقاط آيات قرآن و تغيير دادن كلمات آن زيرا تصرف و اجتهاد در معناى قرآن نيز يك نوع تحريف است كه به قرآن راه يافته است و دشمنان اهل بيت پيامبر با اين گونه تحريف توانسته‌اند ، آياتى را كه در عظمت آنان نازل شده است ، به معناهاى ديگر و خلاف واقع تفسير و تأويل كنند ، دشمنى و عداوت خودشان را به كار برده و از مقام و عظمت خاندان نبوت بكاهند . و اين معنى كه گفتيم با روايات چندى تأييد مىشود ، چنان كه در حديث ششم از روايت‌هاى مذكور تحريف قرآن به قاتلان حضرت ابى عبد اللّه ( ع ) نسبت داده شده ، آنجا كه مىگويد : شما كتاب خدا را تحريف كرده‌ايد . باز در بخش عظمت قرآن ، روايتى از امام باقر ( ع ) آورديم كه او مىگويد : آنان كتاب خدا را به دور انداختند ، بدين گونه كه حروف و كلمات قرآن را محفوظ داشته حدود و قوانين آن را تغيير داده‌اند .